تبليغاتX
دنیای ارتباطات

دنیای ارتباطات

آنچه در مورد نوروز باید بدانیم


نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 18:55  توسط محمدرضا بیغش  | 

سلام

من اومدم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 17:24  توسط محمدرضا بیغش  | 

دوستان عزیز

 

از اینکه مارا انتخاب کردید سپاس گذاریم شما

 

می توانید مارا در بهترکردن این وب یاری نمایید

 

 لطفا از ماانتقاد کنید!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 17:17  توسط محمدرضا بیغش  | 

من با تو سخن مي گويم . . . . . رساتر از هميشه

 و تو حرفهايم را مي شنوي . . . . .   روشن تر از هر روز

 بگذار از عشق سخن نگويم

 بگذار وسعتش را در حصار كلمات محدود نكنم

 چرا كه من عشق را با كلام در نيافتم

 براي من عشق نه كلام است ، نه صوت و صدا

 چيزي است وسيع تر از همه اينها

 وسيع است و با نجابت . . . . .  مانند دلت

 با شكوه است و پر رمز و راز . . . . .  همانند چشمانت

 عميق است و پر از صداقت . . . . .  همانند انديشه هايت

 بگذار دريا بداند رقيبي دارد به زلالي قلبت و به ژرفناكي نگاهت

 و گفتي كه معناي عشق در انتظار است و در فاصله ها !

 و من تمام اين فاصله ها را با صبر و انتظار به تماشا نشسته ام !

 چه رازيست در اين فاصله . . . . .  نمي دانم

 كه هر چه ميگذرد مرا شيداتر مي كند . . .

 و من . . . . .   شيدا مي مانم

 بگذار از عشق سخن نگويم

 بگذار وسعتش را در حصار كلمات محدود نكنم !!!

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 17:15  توسط محمدرضا بیغش  | 

در مسیر خوشبختی

با خواندن 20مورد زير، وموارد ديگر در مقالات آتي ، خواهيد توانست به‌ راه‌هايي دست بيابيد که هر چند

 برخي بسيارساده و شايد بي اهميت به‌نظر مي‌رسند ، امّا مسير خوشبختي شما را چندين گام پيش مي‌راند:



1- از هر راهي براي ابراز عشق به همسرتان بهره بگيريد.

2- در عذرخواهي کردن از هم سبقت بگيريد.

3- هميشه همديگر را «عزيزم»، «معشوقم»، «محبوبم» و … خطاب کنيد.

4- هميشه و در همه جا به هم احترام بگذاريد.

در زندگي هيچ لذّتي اصيل‌تر و شيرين‌تر از عشق وجود ندارد


5- هميشه صبور و شکيبا باشيد.

6- در اماکن عمومي بسيار محتاطانه به ‌همديگر ابراز عشق کنيد.

7- نازش را به جان بخريد.

8- بگذاريد به اندازه کافي استراحت کند.

9- از گفتن کلمه «دوستت دارم» دائم استفاده کنيد.

10- از عطر مورد علاقه‌اش استفاده کنيد.

11- کمد لباس‌هايش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئين نماييد.

هر کس که عاشق مي‌شود بايد براي تحمل و چشم‌پوشي خطاهايي که مي‌بيند امّا نمي‌تواند عکس‌العمل نشان دهد، صبور ٿ‌ آرام باشد.
12- با و مانند شاهزاده‌اي زيبا برخورد کنيد.

13- هر روز به يکديگر سخنان محبت‌آميز بگوييد.

14- هنر برقراري ارتباط دوستانه با همسرتان را بياموزيد. هر چند ممکن است در ابتدا با کمي مشکل مواجه باشيد، ولي پس از آن از زندگي لدّت خواهيد برد.

15- به قدري در هم غرق شويد تا مسائل ديگر زندگي را فراموش کنيد.

16- پاهاي خسته همسرتان را ماساڿ بدهيد.

17- موها ي همسرتان را آرايش کنيد.

18- در تمام لحظاتي که در کنار هم هستيد به و ابراز عشق کنيد و گاهي احساستان را روي يک ليوان شيشه‌اي بنويسيد.

19- از عشق‌تان دفاع کنيد.

20- روي برف‌هايي که روي زمين باريده است براي هم پيام‌هاي عاشقانه بنويسيد.

اگر قادر نيستيد شخص مورد علاقه‌تان را هيجان زده کنيد و را از عشق سرشار سازيد و اين نکته را نيز بدانيد که در ذات و چيزهايي نهفته است که با شما هم‌خواني دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 17:14  توسط محمدرضا بیغش  | 

تقدیم به تمام زندگیم

بسترم صدف خاليه يک تنهايي است و تو

 

چون مرواريد گردن آويز  کسان دگري 

 

         

 

 

 

هيچ کس اشکي براي ما نريخت ...هر که با ما بود از

 

 

 ما مي گريخت ...

 

 

 

چند روزي ست حالم ديدنيست... حال من از اين و آن

 

 

 پرسيدنيست... گاه بر روي زمين زل مي زنم...

 

 

گاه بر حافظ تفاءل مي زنم... حافظ ديوانه فالم را

 

 

گرفت... يک غزل آمد که حالم را گرفت: ... ما

 

 

زياران چشم ياري داشتيم... خود غلط بود آنچه

 

 

 مي پنداشتيم 

 

 

 

 

زندگي گل ماتم بود

 

                       گل گلزار او همين غم بود

 

او گلي را به سينه من كاشت

 

                       كه بهارش خزان نخواهد داشت!

 

 

 

بگذار ببوسمت،اي نوشخند صبح،

 

                      بگذارتا بنوشمت،اي چشمۀ شراب،

 

بيمار خندههاي تو ام،بيشتر بخند!

 

                      خورشيد ارزي مني،گرمتر بتاب!

 

 

 

اگر ماه بودم، به هر جا كه بودم،

 

                     سراغ تو را از خدا مي گرفتم.

 

وگر سنگ بودم،به هر جا كه بودي،

 

                     سر رهگذار تو جا مي گرفتم.

 

 

اگر ماه بودي- به صد ناز- شايد

 

                    شبي بر لب بام من مي نشتي

 

و گر سنگ بودي به هر جا كه بودم

 

                   مرا مي شكستي، مرا مي شكستي!

 

 

 

بي تو مهتاب شبي ، باز از ان كوچه گذشتم،

 

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

 

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

 

شدم ان عاشق ديوانه كه بودم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 17:12  توسط محمدرضا بیغش  |